| تماس با ما |
مسابقه
  
آخرین صفحات شخصی بروز شده :
اتاقهای علمی
تبلیغات
سرزمین آگهی
نمایشگاه کتاب دست دوم
مسابقه شماره2

 

ضمن عرض خیرمقدم به شما عضو عزیز، برای  این مسابقه خلاصه ای از   زندگینامه وارن بافت برگرفته از کتاب " 15ثروتمند موفق 15 پل موفقیت " اثر سعید بیگدلی انتخاب شده است . برای شرکت در مسابقه کافی است متن ذیل را مطالعه فرموده و سپس به 10 سئوال مطرح شده پاسخ دهید.
زندگینامه ثروتمند ترین مرد جهان؛ وارن بافت
ثروتمند ترین شخص جهان، کسی جز وارن ادوارد بافت نیست، که جالب ترین سرگذشت را میان ثروتمندان دنیا از نظر نحوه زندگی، ثروتمند شدن و تفکرات اقتصادی دارد. او بسیار علاقمند است که عموم مردم از منافعی که ایجاد می کند، استفاده کنند و آنها را از تفکرات اقتصادی درست آگاه سازد. وارن ادوار بافت، مشهور به دانشمند اوما ها، در 30 آگوست 1930 در اوهامای ایالت نبراسکا در ایالت متحده ی آمریکا متولد شد. پدرش هاوارد ، در ابتدا دلال سهام شرکت ها بود و بعد نماینده گنگره شد. او تنها پسر خانواده و دومین فرزند از سه فرزند بود.او در کودکی در زمینه ی پول و تجارت استعداد شگفت انگیزی از خود نشان داد. سوابق او و توانایی هایش در محاسبه ی دقیق اعداد در ذهن خود، هنوز هم همکاران تجاری اش را متحیر می کند. بافت در6 سالگی، شش جعبه ی کوکا کولا به قیمت 25 سنت از مغازه ی پدر بزرگش خرید و هر بطری را به ازای یک سکه ی پنج سنتی فروخت؛ در حالی که کودکان هم سن و سال او بر روی چمن لی لی و بولینگ بازی می کردند.
در 11 سالگی بافت سه سهم شرکت citesservice را به قیمت هر سهم 38 دلار، برای خود و خواهر بزرگش به نام دوریز خرید. در مدت کوتاهی بعد از خرید سهام، قیمت هر سهم به 27 دلار کاهش یافت. وارن ترسیده بود اما هیچ اقدامی نکرد تا اینکه هر سهم به 40 دلار رسید ، او خیلی سریع آنها را فروخت و بعد خیلی زود از این کار پشیمان شد، چون سهام citesservice  پس از مدت کوتاهی به 200 دلار رسید.
این تجربه درس بزرگی به اوداد؛ اینکه یکی از اصول مهم سرمایه گذاری، صبر و شکیبایی است .
در سال 1943 ،بافت به اداره مالیات به دلیل گرفتن مالیات 35 دلاری برای دوچرخه اش، اعتراض کرد و سرانجام موفق شد مالیات 35 دلاری دوچرخه اش را حذف کند.در سال 1947 در 17 سالگی از دبیرستان وودرو ویلسون در واشنگتن D.C فارغ التحصیل شد. در دوران دانش آموزی اش 500 دلار روزنامه توزیع کرد. ( این مقدار معادل 081/261/4 دلار در سال 2000 است ) پدرش تمایل زیادی داشت تا وارن برای ادامه تحصیل به دانشکده علوم اداری و بازرگانی دانشگاه پنسیلوانیا برود.بافت دو سال به دانشگاه نرفت و عقیده داشت بیشتر از استادها می داند! وقتی پدرش هاوارد در مبارزات مجلس شکست خورد، وارن به خانه یشان در اوما ها برگشت و برای ادامه تحصیل به دانشگاه نبراسکا رفت. با وجود کار تمام وقت ، تنها در مدت سه سال موفق شد دوره لیسانس را در این دانشگاه بگذراند و فارغ التحصیل شود.
با وجود سرسختی و مقاومت زیاد، بالاخره راضی شد تا در سال 1951 وارد دانشکده علوم اداری و بازرگانی شود، ولی دانشگاه به دلیل سن کم بافت او را نپذیرفت و او مجبور شد برای دوره فوق لیسانس رشته اقتصاد، به دانشگاه کلمبیا برود.
آنجا سرمایه گذاران مشهوری همچون بن گراهام ، که بافت زندگی و موقعیت های اقتصادی آینده خود را مدیون او می داند، و دیوید دود، تدریس می کردند؛ تجربه ای که زندگی بافت را برای همیشه تغییر داد.
بن گراهام در طول دهه ی1920 به دلیل داشتن تفکرات نو در زمینه بازار سهام، خیلی زود به عنوان یک سرمایه گذار وتحلیل گر بزرگ معروف شد . او به دلیل بی خطر بودن سهام های ارزان، به دنبال آنها بود.
بافت در طول تحصیلاتش در کلمبیا، تنها دانشجویی بود که در کلاس درس بن گراهام نمرهA + گرفت . بعد از دوره ی فارغ التحصیلی ، بافت تصمیم گرفت تا برای گراهام بطور رایگان کار کند، ولی بن نپذیرفت.
او بعد از رد شدن پیشنهاد کار توسط گراهام، در وال استریت به عنوان دلال سهام مشغول به کار شد. او با استفاده از در آمد کم این دوران ، پمپ بنزین سینکلایر را خرید؛ اما چنان که انتظار می رفت، پمپ بنزین باز دهی نداشت . بافت به خانه در اوماها برگشت ودر بنگاه پدرش مشغول به کار شد . در آنجا با دختری به نام سوزان تامپسون آشنا شد ودر آوریل 1952 با هم ازدواج کردند.
آنها یک آپارتمان سه خوابه به مبلغ ماهیانه 65 دلار اجاره کردند. آن خانه، مخروبه و پر از موش بود.
در سال 1953 فرزند اول بافت ، به نام سوزی متولد شد. برای صرفه جویی از یک کشوی خراب لباس برای او تخت درست کردند.
در آن سالها سرمایه گذاری وارن به ایستگاه Texaco و چند مشاور املاک محدود بود که هیچکدام برای وارن موفقیتی کسب نکرد . در این دوران او برای کسب در آمد ، در دانشگاه اوماها شروع به تدریس کرد.
قبل از شروع تدریس، بافت برای غلبه بر ترس حرف زدن در جمع و مکانهای عمومی ، یک دوره آموزش با دیل کارنگی گذراند. بافت در دانشگاه برای دانشجویانی که میانگین سن آنها دو برابر سن خودش بود ؛ اصول سرمایه گذاری را تدریس می کرد.
همه چیز تغییر کرد. در سال 1954؛ بن گراهام ، استاد دانشگاه بافت و سرمایه گذار مشهور، از او دعوت کرد تا با حقوق سالانه 12000 دلار برای گراهام کار کند. وارن بافت بعد از مدتها انتظار به آنچه می خواست رسید.
بافت و همسرش در حومه ی شهر نیویورک خانه ای اجاره کردند . بافت روزها به تجزیه و تحلیل گزارشات و تحقیق در زمینه های موفقیت در سرمایه گذاری می پرداخت. در طول این دوران تفاوتهایی بین روند کار گراهام و بافت آشکار شد. بافت می خواست بداند که چگونه یک شرکت در بین رقبا به برتری دست می یابد و بن به دنبال اعداد و ارقام بود. همچنین وارن مدیریت شرکت را عاملی مهم در سرمایه گذاری می دانست ؛ اما گراهام صرفا به تراز نامه و صورت در آمدو سود و زیان شرکت اهمیت می داد و به نوع رهبری و مدیریت شرکت کمتر توجه می کرد. بین سالهای 1950تا 1956 وارن سرمایه ی شخصی خویش را از 800/9 دلار به 000/140 دلار رساند. در سال 1954 دومین فرزند بافت به هاوارد گراهام به دنیا آمد.
در سال 1956 بافت با داشتن تجربه ای مناسب و همچنین تجارب ارزنده ی گراهام و با تمام سرمایه ی خود به اوماها برگشت و موسسه ی سرمایه گذاری بافت را تاسیس کرد.
در اوایل می 1956 او با خواهرش دوریز و عمه آلیس به سرمایه ای به ارزش 000/ 105 دلار شریک شد. او 100 هزار دلار در  Buffet Association Ltdسرمایه گذاری کرد. قبل از پایان سال سرمایه وی به 000/300 دلار رسی و یک خانه ی گچ کاری شده با 5 اتاق خواب به قیمت 500/31 دلار در خیابان فارنام خریداری کرد که آن را حماقت بافت نامید. در همان سال سومین فرزند او به نام پیتربه دنیا آمد . بافت جلساتش را با شرکای خود در آن خانه برگزار می کرد . در آن هنگام زندگی او شکل دیگری گرفت . بافت سه فرزند، یک زن زیبا و تجارت خیلی موفقی داشت. در سال 1957 او مالک سه شرکت شد.در سال 1958 موسسه ی سرمایه گذاری بافت صاحب 7 شرکت شد.
تمامی شرکت ها را در یک شرکت منسوجات به نام برک شایر هات ویتلفیق کرد در ژانویه 1966سرمایه شرکت بافت به ارزش 500/178/7 دلار بودکه بیش از 00/025/1 دلار متعلق به او بود.
درسال1966 شرکای بافت، سهام برک شایرهایت وی را به ارزش هر سهم 86/14 دلار خریدند.او در اواخر سال 1966، پذیرش سهامدار جدید را در شرکت ممنوع کرد.
بافت در سال 1967 برای برک شایر یک فروشگاه خرده فروشی خصوصی در بالتیمور خرید که مسولیت ریاست هیات مدیره آنرا برعهده گرفت. برک شایر در سال 1967 به ازای هر سهم ، 10 سنت سود داد.
او در سال 1970 برای اولین بار رئیس برک شایرهات وی شد و نامه ای با این عنوان به سهامداران نوشت.
 
در اواخر همان سال او فرصت پیدا کرد تا شرکتی به نام seescandy به مبلغ 25 میلیون دلار بخرد.این خرید بزرگترین سرمایه گذاری برک شایرهات وی بود.
 
بعد از چندین سرمایه گذاری دارایی خالص او افزایش پیدا کرد در فاصله ی سالهای 1965 تا 1975 ارزش هر سهم برک شایر، از 20 دلار به 95 دلار رسید. در طول این دوره بافت که صاحب 29 درصد از سهام برک شایر بود;  توانست 14 درصد دیگر از سهام شرکت را بخرد و سهام او و همسرش که 3 درصد از سهام را داشت به 46 درصد رسید.درسال 1973 بافت سهام شرکت واشنگتن پست را خرید.این کار او سبب شد تا کاترین گراهام سرپرست روزنامه و نشریات شرکت و همچنین عضو هیئت مدیره شود.
 
با وجود اینکه اصول سرمایه گذاری بن گراهام ساده بود ; او در دوران 21 سالگی وارن بافت , به شکل یک اسطوره درآمد. بافت با خواندن کتاب گراهام به نام (( چه کسی می تواند مشاور خود را پیدا کند)) در تجارت خود تحولی ایجاد کرد. او قصد خرید و سرمایه گذاری در یک شرکت بیمه را داشت. در یک صبح دلپذیر یکشنبه بافت سوار ترن شد و به دفتر مرکزی شرکت بیمه GEICO رفت. وقتی به آنجا رسید درها بسته بودند ولی او منصرف نشد و بی وقفه و محکم در را کوبید تا سرایدار آمد و در را باز کرد. از سرایدار پرسید: (( کسی در ساختمان نیست؟ )) شانس به بافت روآورد. او به طبقه ششم رفت و در آنجا هنوز مردی کار می کرد.
 
او به سرعت در مورد شرکت و فعالیتهای تجای اش از مرد سوالاتی پرسید. صحبت های آنها چهار ساعت طول کشید. آن شخص کسی نبود جز لوری دیوید سون, معاون مالی شرکت. این تجربه بزرگ بافت در اصرار بر انجام فعالیت خود سبب شد تا برک شایرهات وی تمامی شرکت GEICO را تصاحب کند.
 
درسال 1983, بافت از شرکت GEICO و با ارائه بیمه ی بیماران, میلیون ها دلار سود بدست آورد. در سپتامبر همان سال بنجامین گراهام, اسطوره بافت درگذشت و او را با تمام خاطرات و نصایحش تنها گذاشت.
 
بافت شرکت برک شایر هات وی را توسعه داد و همچنین در صنایع مختلف سرمایه گذاری کرد. در سال 1979 او با دارایی 140 میلیون دلار برک شایر در ABC سهام خرید. هر سهم به قیمت 290 دلار بود. برک شایر پس از مدت کوتاهی, فروش سهام در ABC را با قیمت هر سهم 775 دلار , شروع کرد و با 310 , 1 دلار پایان داد.ثروت خالص بافت , به 620 میلیون دلار رسید و برای اولین بار, نام او در مجله فوربس به عنوان یکی از 400 ثروتمند دنیا معرفی شد.
 
در سال 1998، بافت بيش از 7 درصد سهام شركت كوكاكولا را به قيمت 20/1 ميليارد دلار خريد. او در 1989، به مبلغ 7/9 ميليون دلار هواپيماي جتي براي شركت خريد اما به دليل انتقادهايي كه خود او در گذشته از مدير عاملان شركت هاي ديگر براي چنين خريدهايي كرده بود؛ اين عمل را توجيه ناپذير دانست. در سال 1969 گروه كارسون، بافت را به عنوان پول دارترين مدير قرن بيستم معرفي كردند.او همچنين در سال 2002،11 ميليارد دلار در براي قراردادهاي سلف سرمايه گذاري كرد تا دلار آمريكا را در برابر ديگر پول هاي در گردش نجات دهد. سود بافت از اين معامله ها 2 ميليارد دلار بود. او موفق شد با سرمايه گذاري در شركت هايي كه سهام آنها به ارزش واقعي خود نرسيده بودند، هر روز به ثروت خود بيفزايد و لقب يكي از ثروتمندترين مردان تاريخ را از آن خود كند. كه با اتكاء به توانايي هاي خود به اينجا رسيده است. در ژوئن 2006 بافت اعلام كرد كه بيش از 70 درصد ثروت خود، يعني 37 ميليارد دلار از 52 ميليارد دارايي خويش ، را به صورت كمك هاي سالانه به بزرگترين مؤسسه ي خيريه ي جهان، مؤسسه ي بيل و ملينداگتس مي بخشد تا در امور خيريه صرف شود.
در سال 2004 سوزان همسر بافت فوت كرد. او در سال 2006 با آستريدمنكس ازدواج كرد.
رستوران مورد علاقه ي بافت در اوماها، خانه ي استيك گورات است و غذاي مورد علاقه ي بافت ، استيك استخوان دار ، خوراك گوشت و سبزي خرد شده است. او يك ماشين كاديلاك DTS دارد، در ضمن ايميل و كامپيوتر شخصي روي ميز كار خود ندارد.
او هنوز در خانه اي كه به مبلغ 31.500 دلار خريده بود و آن را حماقت بافت ناميده بود، زندگي مي كند. اين خانه در حال حاضر 700.000 دلار ارزش دارد.
فلسفه ي او براي سرمايه گذاري در تجارت، اصلاح روش ارزشمند سرمايه گذاري استاد خويش، يعني بنجامين گراهام است. گراهام شركت هايي را مي خريد كه در مقايسه با ارز ش ذاتي آنها، ارزان بودند. او بر اين باور بود در مدتي كه بازار ، اين شركت ها را كم ارزش بداند، مي تواند سرمايه زيادي بدست آورد. او دليل مي آورد كه سرانجام بازار ، متوجه ارزش كم و غير عادي اين شركت ها مي شود و بدون توجه به نوع كار آنها، جهت خويش را اصلاح مي كند. به علاوه، گراهام عقيده داشت در كنار تجارت خوب بايد يك اقتصاد قوي وجود داشته باشد.
بافت به زمان خريد هم توجه دارد. او نمي خواهد در كارهايي كه ارزش مشخصي ندارند، سرمايه گذاري كند.او منتظر كسادي و اصلاح بازار مي ماند تا كالاهاي مطمئن وهمچنین سهام شرکت های مطمئن را با قيمت منطقي(پايين) خريداري كند زيرا كسادي و ركود بازار سهام ، فرصت خريد ايجاد مي كند.
هر گاه در بازار، احتكار رايج باشد، بافت محافظه كار مي شود و هر گاه سايرين نگران سرمايه ي خود باشند؛ بافت پر تكاپو مي شود. اين استراژي دوگانه و متضاد، سبب شده تا شركت بافت به پيشرفت جهاني برسد و خسارت مهم قابل توجهی به این شرکت وارد نشود.البته انتقادهایی نیز وجود داردکه برک شایردر طول این دوران فرصت های خوبی را از دست داده است .   بافت معتقد است كه سرمايه گذار در خريد سهام بايد به گونه اي آن شركت را مورد بررسي قرار دهد كه گويي مي خواهد تمامي شركت را بخرد.
او خود مي گويد كه در سال 2006، تنها 18 درصد از درامدش را صرف پرداخت ماليات كرده است در حاليكه كارمندان او با وجود درآمدكمتر 32 درصد، ماليات پرداخت كردند. بافت هميشه سيستم و روند خود را تحسين مي كند كه سبب شده تا او به نسبت كمتر از يك منشي ماليات پرداخت كند. وارن بافت بر اين باور است كه دلار آمريكا، در يك دوره ي طولاني مدت بي ارزش مي شود. او عقيده دارد كه روند رو به افزايش ركود و كمبود معامله در آمريكا ، هشداري است به اين معنا كه داراييها و دلار آمريكا بي ارزش مي شود، در نتيجه ي اين عمل بخش بزرگي از دارايي هاي ايالات متحده در دستان خارجي ها قرار مي گيرد. اين موضوع او را وادار كرد تا براي نخستين بار در سال 2002 وارد بازار پول خارجي شود. بافت نسبت به دلار بدبين است. او مي گويد كه در جستجوي شركت هايي است كه درآمد خويش را از خارج ايالات متحده بدست مي آورند. بافت در شركت پتروچين سرمايه گذاري كرد و در وب سايت برك شاير هات وي موضوع را مورد بحث قرار داد كه چرا بر خلاف بحث هاي موجود درباره ي اين شركت، از آن چشم پوشي نمي كند و هم اكنون سرمايه هاي كلاني در زمينه هاي مختلف از جمله بيمه، توليد انرژي، بازار قالي، جواهرات و مبلمان دارد. از جمله شركت هاي معروفي كه بافت سهامداران آن است علاوه بر كوكا كولا، آمريكن اسپرس و ژيلت است. به دليل تركيب نظرات شوخی و جدی بافت در زمینه تجارت سخنان او معروف هستند.
حال با توجه به تجربیات گرانبها و موفقیت های وی و زندگی سراسرموفقیت این مرد بزرگ اقتصاد و تجارت دنیا به گوشه ای از نصایح اقتصادی و نظرات و اعتقادات بسیار جذاب و مفید وارن بافت که در نامه ها و سخنرانیها و مقالات خود بیان کرده اشاره می کنیم:
-          سالها پیش اسحاق نیوتن سه قانون حرکت را کشف کرد که بسیاری از پیشرفتهای دنیا در تکنولوژی و صنعت مدیون آن است و از بهترین کارهای او است اما هیچ کس روی هوش و استعداد نیوتن سرمایه گذاری نکرد! ما میتوانیم حرکت ستاره ها را محاسبه کنیم اما دیوانگی انسانها را هرگز. اسحاق دچار سانحه شد و در کشف قانون چهارم ناکام ماند. به نظر سرمایه گذاران , افزایش حرکت با کاهش سود همراه است.
-          اگر تنها 1 درصد انسانها خوش شانس باشند, شما حتما خود را در 99 درصد باقیمانده قرار می دهید.
 
-          همیشه می دانستم که ثروتمند می شوم , حتی یک لحظه هم به آن شک نکردم
 
-    اکثر مردم جذب سهام هایی می شوند که دیگران آنرا می خواهند اما باید به دنبال سهامی باشید که کسی آن را نمی خواهد. نمی توانید چیزی را که همه به دنبال آن هستند , بخرید و بخواهید تا خوب عمل کند.
 
-          بازار کوتاه مدت مانند زندان است و مکان امنی ندارد و کار دراین بازار کودکانه است.
 
-          همانطور که سرمایه برک شایر به شدت رشد می کند , جهان سرمایه گذاری با همان سرعت می تواند برنتایج کار ما اثر گذارد پس بررسی بیشتری نیاز داریم و باید با استفاده از هوشمندی , برنامه و نقشه ای طرح کنیم , البته استفاده از هوش و تفکر زیاد , نه فقط چند لحظه تفکر , پس هر سال می توانیم یک طرح خوب اجرا کنیم. ( این تفاوت من است.)
 
-          رایج ترین دلیل پایین بودن قیمت سهام شرکت ها این است: بدبینی عام و خاص به شرکت یا صنعت. قصد داریم تا تجارت را در چنین محیطی انجام دهیم; البته نه به خاطر طرفداری از بدبینی بلکه به دلیل علاقه به چنین قیمت هایی. بدبینی , یکی از دشمنان یک خریدار منطقی است.
 
-          بدست آوردن موفقیت در سرمایه گذاری به ضریب هوش بستگی ندارد, پس برای بررسی مباحثی که مردم در طول سرمایه گذاری با ان روبرو می شوند , با ضریب هوشی بالای 25 درصد یا متوسط هم تنها به یک روحیه عالی نیاز دارد.
 
-          زمان,دشمن تجارت ضعیف و دوست تجارت قوی است.چنانچه شما 20 الی 25 درصد سود از سرمایه خویش بدست آورید; زمان دوست شماست اما اگر بازده تجارت شما پایین تر بود, زمان دشمن شماست.
 
-          دنبال سرمایه گذاری در بزرگترین تجارت های جهان هستم.موفقیت ازآن من است.اگر موقعیت آن برسد,باید جای خود بایستید و منتظر پرتاب به نقطه ای باشید که انرا دوست دارید.ممکن است که بقیه ی رقبا در خواب باشند,در آن هنگام می توانید در راستای هدف خویش راحت گام بردارید.
 
-          بازار سهام یک بازی بیسبال و بولینگ نیست; نبایدبر همه چیزی چیره شوید. می توانید منتظر پرتاب باشید.مشکل اساسی مربوط به زمانی است که شما مدیر مالی هستید,یعنی زمانی که طرفداران داد می زنند: ((پرتاب کن)) و شما در این هنگام باید محکم و استوار و بدون دخالت احساس,کار خود را انجام دهید.
 
-          چنانچه تمامی تجارت و آینده ی تجاری را بشناسید , به ندرت به این روش روی می آورید. آسیب پذیرترین تجارت , آن است که در آن سرمایه گذاران به امنیت زیادی نیاز مند باشند.
 
-          اگر بازارها همیشه موثر باشند , پس من حالا می بایست یک ولگرد کاسه به دست باشم.
 
-          قانون شماره 1 هرگز از سرمایه کم نکن. قانون شماره 2 قانون اول را هرگز فراموش نکن.
 
-          خرید سهام یک شرکت معمولی با قیمت نسبتا پایین بهتر از خرید یک شرکت متوسط با قیمت بالا است.
 
-          در صورت شناخته نشدن ارزش جواهرات , جواهرساز هم شناخته نمی شود .
 
-          اگراینطور تصور می کنید که در طول 10 سال به آسانی نمی توانید به یکسری از اهدافتان برسید پس حتی 10 دقیقه هم به این اهداف فکر نکنید.
 
-          در انسان ویژگیهای فاسدی وجود دارد که کارهای آسان را سخت جلوه می دهند. هدف فرد باید به گونه ای باشد که بتواند آن کار را به درستی , تمام و کمال انجام دهد.مشکل شما با گذشت زمان حل نمی شود.
-          نظرات عموم در اندیشه ما جایی ندارند
-          باوجود بیمه هیچ محدودیتی برای حماقت و اشتباه وجود ندارد.
 
-          اگر تجارت یک شرکت خوب عمل کند. به دنبال آن سهام شرکت نیز از آن پیروی می کند .
-          مهم ترین ویژگی برای سرمایه گذاری , رفتارشخصی است نه هوش , شما به رفتار و کردار خوبی نیاز دارید که در صورت بودن کنار مردم رویارویی آنان برای شما لذت بخش باشد.
 
-          برای بدست آوردن شهرت به 20 سال زمان نیاز است و برای تخریب آن تنها 5 دقیقه زمان لازم است.
 
-          هرگاه از بافت سوال شده است که چگونه در زمینه سرمایه گذاری موفق شدی ؟ او پاسخ داده است : هر سال صدها و صدها گزارش سالانه شرکت ها را خوانده ام.
 
-          هر گز چیزی نمی خرم مگر اینکه بتوانم بر اساس استدلال و منطق خویش قیمت درست را پرداخت کنم.با وجود آگاهی از اشتباه خویش راه حل آن را می دانم . در حال حاضر 32 میلیارد دلار به شر کت کوکاکولا پرداخت کرده ام به این دلیل که..... ؟ اگر نتوانید به این سوال پاسخ دهید پس قادر به خرید آن نیستید و اگر توانستید در طول چند دقیقه از عهده آن برآیید می توانید.
 
-          باید بتوانید توضیح دهید که چرا کار می کنید ؟ چرا سرمایه گذاری می کنید؟ هرچه است باید روی کاغذ آورید و در صورت عدم ارائه یک پاسخ درست و هوشمندانه نباید شغلی انتخاب کرده و سرمایه گذاری کنید.
 
-          زندگی خویش را واقعا دوست دارم و آن را به گونه ای ترتیب داده ام تا آنچه را می خواهم , انجام داده و به آن برسم. به خاطر اینکه زمانی خاص عده ای از مردم درختانی با طول عمر زیاد کاشته اند; الان برخی در سایه آن می نشینند.
 
-          من با هوش هستم و روش های را که منطقی است و برروی آن شناخت دارم اگرچه سختی هایی داشته باشند, رها نمی کنم. اگر روشی آسان به من ارائه شود که اصلا شناختی درباره آن نداشته باشم , در این مسیر موفق نمی شوم و سرمایه خود را از دست می دهم .
 
 
-          به دنبال یک چیز واهی نیستم که در من امید ایجاد کند ; مثل یک سال خوب و پر شانس و هرگز نمی خواهم با پول دیگران به شانس برسم ; با محیط بازار شارژ نمی شوم و نمی خواهم وارد بازی شوم که در مورد آن شناخت ندارم تنها به دلیل اینکه یک قهرمان را شکست دهم.
 
 
-   نوع جنگ من برنده شدن است و دیگر هیچ .
 
 

برای شرکت در مسابقه باید عضو باشید. زمان مسابقه شماره 2 پانزدهم اسفندماه 1387

 

تاریخ شروع : پنجشنبه، 15 اسفند 1387
تاریخ پایان :  دوشنبه، 31 فروردين 1388
 
 

 
  

Copyright © 2009 - Ackt.ir Powered by targan.ir ®